مرغ دل من ز بسکه پرواز آورد
عالم عالم جهان جهان راز آورد
در این شعر، شاعر از مرغی سخن میگوید که به خاطر پروازش، رازها و اسرار جهان را کشف کرده است. این مرغ به هر سو سفر کرده و به بیداری عمیقتری نسبت به دو جهانی که در آن زندگی میکند، دست یافته است. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که تمام این دو جهان در یک قطره جمع شدهاند، یعنی همه چیز در نهایت به یک حقیقت واحد باز میگردد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مرغ دل من ز بسکه پرواز آورد
عالم عالم جهان جهان راز آورد
چندان به همه سوی جهان بیرون شد
کاین هر دو جهان به قطرهای باز آورد