قومی به خرابات تو اندر بندند
رندی چند و کس نداند چندند
در این ابیات، شاعر از گروهی سخن میگوید که در خرابات (محلهایی برای خوشگذرانی و نشئگی) درگیرند و هیچکس نمیداند که چند نفر هستند. آنها به هشیاری و آگاهی اهمیت نمیدهند و به نیک و بدیهای دنیا میخندند و بر آنها بیتوجهاند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
قومی به خرابات تو اندر بندند
رندی چند و کس نداند چندند
هشیاری و آگهی ز کس نپسندند
بر نیک و بد خلق جهان میخندند