عقل و دل من چه عیشها میداند
گر یار دمی پیش خودم بنشاند
شاعر به زیبایی احساسات و تفکرات خود را بیان میکند. او میگوید عقل و دلش از شادیهایی که ممکن است از حضور یار تجربه کند، آگاه هستند. همچنین به تجارب تلخی که ناشی از کمبود آب است اشاره میکند و میگوید در زندگی با مشکلاتی مواجه شده که باعث میشود کارها به تأخیر بیفتند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
عقل و دل من چه عیشها میداند
گر یار دمی پیش خودم بنشاند
صد جای نشیب آسیا میدانم
کز بیآبی کار فرو میماند