شور آوردم که گاو گردون نکشد
دیوانگیی که صد چو مجنون نکشد
این ابیات بیانگر احساس عاشقانه و جنونآمیز شاعر هستند. شاعر میگوید که عشق او به معشوق آنقدر قوی و عمیق است که هیچکس نمیتواند مانند او این عشق را تجربه کند، حتی اگر دیوانه شود. او تمایل دارد به خاطر عشقش جانش را فدای آن کند و در نهایت میپرسد که آیا کسی میتواند به اندازهی او چنین احساسی داشته باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شور آوردم که گاو گردون نکشد
دیوانگیی که صد چو مجنون نکشد
هم من بکشم که شور تو جان منست
جان خود را بگو کسی چون نکشد