روزی که ز کار کمترک میآید
در دیده خیال آن بتک میآید
شاعر در این ابیات به وصف زیبایی و جذبه یک معشوق میپردازد. او از دلمشغولی و خیالاتش درباره این معشوق صحبت میکند که در زمانهای بیکاری و درک عمیقتری از وجود وی، به ذهنش میآید. زیبایی نادر و غریب او باعث میشود که شاعر در دل خود احساس شک و تردید کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
روزی که ز کار کمترک میآید
در دیده خیال آن بتک میآید
از نادرهگی و از غریبی که ویست
در عین دلست و دل به شک میآید