جمع باشید ای حریفان زانک وقت خواب نیست
هر حریفی کو بخسبد والله از اصحاب نیست
این شعر به ضرورت بیداری و هوشیاری در زندگی اشاره دارد و تأکید میکند که در زندگی خوابآلود به مقصد نمیرسیم. شاعر بر این باور است که کسانی که به خواب رفتهاند، از جمع نیکان و دوستان بیرون هستند. همچنین، او هشدار میدهد که در جستجوی خوشبختی و کمال، باید از آنچه که ناخوشایند است عبور کنیم و به نور و روشنایی دست یابیم. در این شعر، عشق و وابستگی شدید به معشوق نیز به عنوان عاملی تأثیرگذار در زندگی روحی و عاطفی فرد مطرح شده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
جمع باشید ای حریفان زانک وقت خواب نیست
هر حریفی کو بخسبد والله از اصحاب نیست
روی بستان را نبیند راه بستان گم کند
هر که او گردان و نالان شیوه دولاب نیست
ای بجسته کام دل اندر جهان آب و گل
میدوانی سوی آن جو کاندر آن جو آب نیست
ز آسمان دل برآ ماها و شب را روز کن
تا نگوید شب روی کامشب شب مهتاب نیست
بی خبر بادا دل من از مکان و کان او
گر دلم لرزان ز عشقش چون دل سیماب نیست