دی بنده بر آن قمر جانی شد
یک نکته بگفت و بحث را بانی شد
در این شعر، شاعر از شخصی یاد میکند که برای اثبات یک ادعا تلاش میکند. او در ابتدا نکتهای را مطرح میکند تا بیانی در مورد ادعای خود داشته باشد، اما در نهایت نتوانسته آن را ثابت کند و خود به فراموشی سپرده میشود. این شعر به ناپایداری ادعاها و موقعیتها اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دی بنده بر آن قمر جانی شد
یک نکته بگفت و بحث را بانی شد
میخواست که مدعاش ثابت گردد
ثابت نشد آن و مدعی فانی شد