دل با هوس تو زاد و بودی دارد
با سایهٔ تو گفت و شنودی دارد
شاعر در این ابیات از عشق و هوس خود به معشوق سخن میگوید. دل او به خاطر محبت معشوق زنده است و در سایه او گفتوگو دارد. در عین حال، او از حال خود ناله میکند و تأکید میکند که در عشق، نباید به امید سود و بهرهای فکر کرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل با هوس تو زاد و بودی دارد
با سایهٔ تو گفت و شنودی دارد
لاحول همی کنم ولیکن لاحول
در عشق گمان مکن که سودی دارد