دریا نکند سیر مرا جو چه کند
گلشن چو نباشدم مرا بو چه کند
در این شعر، شاعر به احساس تنهایی و انتظارش از محبوب اشاره میکند. او از دریا میپرسد که اگر او را سیر نکند، چه فایدهای دارد و گلشن اگر او را نبوید، چه سودی دارد. شاعر میگوید که اگر محبوبش به کنار رود رفته، او را معذور میداند، اما خودش هنوز در انتظار و صبر است تا ببیند این انتظار چه نتیجهای خواهد داشت.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دریا نکند سیر مرا جو چه کند
گلشن چو نباشدم مرا بو چه کند
گر یار کرانه کرد او معذور است
من ماندم و صبر نیز تا او چه کند