در سلسلهات هر آنکه پا بست شود
گر فانی و گر نیست بود هست شود
سخن در این شعر به این معناست که در سلسلهی بزرگانی که راهنمایی میکنند، هر کس که به آنها وابسته شود، خواه فانی باشد یا وجود نداشته باشد، به نوعی به وجود و هستی دست مییابد. همچنین شاعر میگوید که نباید بیخود و دچار شیدایی شد، اما درواقع هر کسی که از حقیقت و زیباییهای زندگی نوشیدنی بنوشد، طبیعی است که مست و شیفته شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در سلسلهات هر آنکه پا بست شود
گر فانی و گر نیست بود هست شود
میفرمائی که بیخود و مست مشو
ناچار هر آنکه میخورد مست شود