خدمت بیدوستی را قدر و قیمت هست نیست
خدمت اندر دست هست و دوستی در دست نیست
این شعر درباره ارزش دوستی و محبت در مقابل خدمت بدون دوستی است. شاعر میگوید که خدمت بدون دوستی ارزش چندانی ندارد و دوستی حقیقی خود نوعی خدمت به شمار میرود. در دنیای واقعی، هیچ خدمتی بدون محبت معنا ندارد. همچنین، شاعر بیان میکند که اگر کسی در محبت عمیق نباشد، به نوعی مستی او نیز حقیقی نیست. در انتهای شعر، به انسانهایی اشاره میشود که خود را پست میپندارند در حالی که در واقعیت، اینگونه نیستند و فقط در دام مشکلات دنیا گرفتارند. به معنای کلی، این اشعار به اهمیت دوستی و عشق واقعی در زندگی اشاره دارند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خدمت بیدوستی را قدر و قیمت هست نیست
خدمت اندر دست هست و دوستی در دست نیست
دوستی در اندرون خود خدمتی پیوسته است
هیچ خدمت جز محبت در جهان پیوست نیست
ور تو مستی مینمایی در محبت چون نهای
عشق گوید دوغ خورد و دوغ خورد او مست نیست
پست و بالا چند یازد از تکلف در هوا
چند خود را پست دارد آن کسی کو پست نیست
همچو ماهی مانده در دام جهان زان بحر دور
وانگهان پنداشته خود را که اندر شست نیست