خواهم گردی که از هوای تو رسد
باشد که به دیده خاک پای تو رسد
شاعر در این ابیات از عشق و دلتنگی صحبت میکند. او میخواهد که وجودش تحت تأثیر عشق معشوقش باشد و امیدوار است که محبت او به چشمش بیفتد. اگر چه جان او از درد و رنج مملو است، اما خوشحال است چون از جفا و سختیها بوی وفا و محبت معشوقش به مشامش میرسد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خواهم گردی که از هوای تو رسد
باشد که به دیده خاک پای تو رسد
جانم ز جفا خرم و خندان باشد
زیرا ز جفا بوی وفای تو رسد