خوابم ز خیال روی تو پشت بداد
وز تو ز خیال تو همی خواهم داد
در این شعر، شاعر از خواب و خیال معشوقش سخن میگوید. او بیان میکند که خوابش را به خاطر یاد معشوق از دست داده و به او دست دراز کرده است. در نهایت، خواب به خاطر زیبایی و خیال معشوق به پایان رسیده و شاعر به نوعی از مرگ خواب به خاطر عشقش اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خوابم ز خیال روی تو پشت بداد
وز تو ز خیال تو همی خواهم داد
خوابم بشد ودست بدامان تو زد
خوابم خود مرد چون خیال تو بزاد