خاک توام و خدای حق میداند
واجب نبود که از منت بستاند
در این شعر، گوینده به خداوند اشاره میکند و میگوید که او مانند خاک است و نمیداند چقدر لازم است که از منت خدا طلبکار باشد. او بیان میکند که اگر خداوند از او منت بگذارد، علاقهمند است دعا کند و از خداوند بخواهد که رحم کند و او را در جایگاه مطلوبی قرار دهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خاک توام و خدای حق میداند
واجب نبود که از منت بستاند
ور بستاند دعا گری پیشه کنم
تا رحم کند پیش منت بنشاند