چون نیستی تو محض اقرار بود
هستی تو سرمایهٔ انکار بود
این ابیات به موضوع وجود و عدم اشاره دارند. شاعر میگوید که نبودن کسی تنها به معنای اقرار به عدم وجود است و وجود او برعکس، به نوعی انکارِ آن عدم است. همچنین بیان میکند که اگر کسی از نبودن بویی نبرد، به نوعی کافر میشود، حتی اگر از نظر ظاهری دیندار باشد. این اشعار به اهمیت وجود و تأثیر آن بر حقیقت و واقعیت پرداختهاند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چون نیستی تو محض اقرار بود
هستی تو سرمایهٔ انکار بود
هرکس که ز نیستی ندارد بوئی
کافر میرد اگرچه دیندار بود