چون دیده بر آن عارض چون سیم افتاد
جان در لب تو چو دیدهٔ میم افتاد
در این بیت، شاعر از زیبایی و جذابیت چهره محبوبش صحبت میکند که چنان تأثیرگذار است که جانش به لبش میرسد. او همچنین به دلمندی و شور و شوقی که از دیدن معشوق به وجود آمده، اشاره میکند و آن را با حالت نمرود و آتشسوزی ابراهیم مقایسه میکند. به عبارت دیگر، عاشق به شدت تحت تأثیر عشق خود قرار گرفته و دچار شعلهور شدن در آتش عشق شده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چون دیده بر آن عارض چون سیم افتاد
جان در لب تو چو دیدهٔ میم افتاد
نمرود صفت ز دیدگان رفت دلم
در آتش سودای براهیم افتاد