چون بدنامی بروزگاری افتد
مرد آن نبود که نامداری افتد
این شعر به این موضوع میپردازد که شهرت و نام نیک، در نهایت برای انسان مهمتر از بدنامی است. اگر کسی بخواهد از قعر دریا (وضعیت بد) بیرون بیاید، باید تلاش کند و به دستاوردی برسد که او را از آن وضعیت نجات دهد. در واقع، موفقیت و شهرت بیشتر شبیه به کفی است که بر روی آب شناور میشود و به راحتی قابل دسترسی نیست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چون بدنامی بروزگاری افتد
مرد آن نبود که نامداری افتد
گر در خواهی ز قعر دریا بطلب
کان کف باشد که بر کناری افتد