جز دمدمهٔ عشق تو در گوش نماند
جان را ز حلاوت ازل هوش نماند
در این ابیات شاعر به تأثیر عمیق عشق پرداخته است. او میگوید که جز عشق معشوق در ذهنش چیزی باقی نمانده و روحش از لذت عشق پر شده است. عشق بیرنگ باعث شده که رنگها با یکدیگر آمیخته شوند و در نهایت از قالب بیرنگ فراموشی باقی نماند. اینجا عشق به عنوان نیرویی تغییر دهنده و فراموشنشدنی معرفی میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
جز دمدمهٔ عشق تو در گوش نماند
جان را ز حلاوت ازل هوش نماند
بیرنگی عشق رنگها را آمیخت
وز قالب بیرنگ فراموش نماند