تو هیچ نهای و هیچ توبه ز وجود
تو غرق زیانی و زیانت همه سود
این بیت از شعر بیانگر این است که انسان در حقیقت هیچ نیست و وجودی ندارد. او به نوعی به آسیبها و زیانهای زندگی گرفتار است، ولی این زیانها به نوعی سود تلقی میشوند. شاعر این اندیشه را مطرح میکند که حضور انسان در این جهان با وجود خاکیاش، هیچ فایدهای ندارد و به نوعی بیثمری وجود انسان را به چالش میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تو هیچ نهای و هیچ توبه ز وجود
تو غرق زیانی و زیانت همه سود
گوئیکه مرا نیست به جز خاک بدست
ای بر سر خاک جمله افلاک چه سود