تا در طلب مات همی کام بود
هر دم که برون ز ما زنی دام بود
در این ابیات، شاعر به عشق و شوقی اشاره میکند که هر لحظه در جستجوی معشوق خود است. او میگوید هر بار که معشوق از او دور میشود، دلش بیش از پیش دلتنگ میشود و در این عشق، حتی اگر زندگی از او خواسته شود، او همچنان خام و ناتوان است. احساساتش او را تحت تأثیر قرار داده و به رغم مشکلات، همچنان به عشقش ادامه میدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تا در طلب مات همی کام بود
هر دم که برون ز ما زنی دام بود
آن دل که در او عشق دلارام بود
گر زندگی از جان طلبد خام بود