تا در دل من عشق تو اندوخته شد
جز عشق تو هر چه داشتم سوخته شد
در این شعر، شاعر میگوید که با ورود عشق معشوق به دلش، هر چیز دیگری که داشت از بین رفته است. او عقل و دانش و کتاب را کنار گذاشته و فقط شعر و غزل را آموخته است. عشق معشوق برای او همه چیز شده و دیگر هیچ چیز برایش اهمیت ندارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تا در دل من عشق تو اندوخته شد
جز عشق تو هر چه داشتم سوخته شد
عقل و سبق و کتاب بر طاق نهاد
شعر و غزل دوبیتی آموخته شد