تا تو بخودی ترا به خود ره ندهد
چون مست شدی ز دیده بیرون نجهند
این شعر به این معناست که تا زمانی که انسان خود را به خود واگذار نکند و در جستجوی خودشناسی نباشد، نمیتواند به حقیقت درونی برسد. وقتی که انسان دچار غفلت و مستی از دنیا میشود، از دید خود خارج میشود. وقتی که با پاکی و یقین به حضور در عالم حقیقت میرسد، میتواند نفرت و کینهها را کنار بگذارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تا تو بخودی ترا به خود ره ندهد
چون مست شدی ز دیده بیرون نجهند
چون پاک آئی ز هر دو عالم به یقین
آنگه بنشان نفرت انگشت نهند