بار دگر این خسته جگر باز آمد
بیچاره به پا رفت و به سرباز آمد
این شعر درباره شخصی است که بعد از مدتی به عشق و شوق معشوقش بازگشته است. او احساس خستگی و ناتوانی میکند، اما با تمام وجود به دنبال دیدار معشوقش به سوی او حرکت کرده است. شاعر به زیبایی احساسی عمیق و اشتیاق را منتقل میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بار دگر این خسته جگر باز آمد
بیچاره به پا رفت و به سرباز آمد
از شوق تو بر مثال جانهای شریف
سوی ملک از کوی بشر بازآمد