از لشکر صبرم علمی بیش نماند
وز هرچه مرا بود غمی بیش نماند
این اشعار بیانگر احساس عمیق ناامیدی و خستگی عاطفی شاعر است. او از مهر و عشق و همچنین غم و صبر خود میگوید، که دیگر اثری از آنها باقی نمانده است. در عین حال، اشاره میکند که با وجود این وضعیت، هنوز برخی از نشانههای عشق و جذبه وجود دارد، در حالی که زمان برای او کم است و در حال گذر است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از لشکر صبرم علمی بیش نماند
وز هرچه مرا بود غمی بیش نماند
وین طرفه تر است کز سر عشوه هنوز
دم میدمد و مرا دمی بیش نماند