غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۴

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

پرسید کسی که ره کدامست

گفتم کاین راه تَرک کامست

۲

ای عاشق شاه دان که راهت

در جست رضای آن همامست

۳

چون کام و مراد دوست جویی

پس جست مراد خود حرامست

۴

شد جملهٔ روح، عشق محبوب

کاین عشق صوامع کرامست

۵

کم از سر کوه نیست عشقش

ما را سر کوه این تمامست

۶

غاری که در اوست یار عشقست

جان را ز جمال او نظامست

۷

هر چت که صفا دهد صوابست

تعیین بنمی‌کنم کدامست

۸

خامش کن و پیر عشق را باش

کاندر دو جهان تو را امامست

بازگشت به سروده‌های مولانا