از تاب تو نی یار و عدو میماند
در بزم تو نی رطل سبو میماند
در این ابیات شاعر به عواطف خود اشاره میکند. او میگوید که هیچچیز از زیبایی و جذابیت معشوق باقی نمیماند؛ نه دوستان و نه دشمنان. حتی اگر معشوق خون او را بنوشد، باز هم طعم شیرین عشقش در یاد میماند. در واقع، عشق و یاد او فراموشنشدنی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از تاب تو نی یار و عدو میماند
در بزم تو نی رطل سبو میماند
جانا گیرم که خونم آشامیدی
آخر به لب شهد تو بو میماند