از آتش سودای توام تابی بود
در جوی دل از صحبت تو آبی بود
شاعر در این اشعار از اشتیاق و آرزوی محبوب سخن میگوید. آتش اشتیاق به محبت او و آبی که از صحبتش بر دل جاری میشود، حالتی از امید و طلب را به تصویر میکشد. اما این آب تنها سرابی است و آن آتش نیز در واقع سرد و بیاثر است. شاعر در نهایت میگوید شاید این داستان تنها خواب و خیال بوده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از آتش سودای توام تابی بود
در جوی دل از صحبت تو آبی بود
آن آب سراب بود و آن آتش برف
بگذشت کنون قصه مگر خوابی بود