آنها که چو آب صافی و ساده روند
اندر رگ و مغز خلق چون باده روند
این ابیات از شاعر به بیان حال افرادی میپردازد که همچون آب زلال و ساده هستند و در زندگی مانند باده در جریاناند. شاعر خود را بهعنوان someone که بهدلیل کششهای زندگی یا دشواریها دراز افتاده، توصیف میکند و اشاره به چالشهای خاص خود در مسیر زندگی دارد. بهطور کلی، در این شعر تضاد بین سادگی و دشواری زندگی مورد تأمل قرار گرفته است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آنها که چو آب صافی و ساده روند
اندر رگ و مغز خلق چون باده روند
من پای کشیدم و دراز افتادم
اندر کشتی دراز افتاده روند