آن لحظه که آن سرو روانم برسید
تن زد تنم از شرم چو جانم برسید
در این ابیات شاعر به توصیف لحظهای میپردازد که معشوقش به او نزدیک میشود. او از شدت شرم و عشق، احساس میکند تنش به تن معشوق پیوند میخورد. شاعر به زیبایی معشوق اشاره میکند و میگوید که او چون این زیبایی دارد، به او نزدیک شده است، اما خود را نمیتواند در آن لحظه به درستی درک کند و نمیداند چه احساسی دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آن لحظه که آن سرو روانم برسید
تن زد تنم از شرم چو جانم برسید
او چونکه چنان بود چنانم برسید
من چونکه چنین نیم بدانم برسید