آن کس که ترا بیند و خندان نشود
وز حیرت تو گشاده دندان نشود
این شعر میگوید که اگر کسی تو را ببیند و نتواند بخندد یا از حیرت دهانش باز نشود، ارزش تو از هزاران چیز کمتر است و چیزی جز خاک و سنگ نمیباشد. به عبارتی، زیبایی و تاثیر تو بر دیگران باید به قدری باشد که آنها را تحت تأثیر قرار داده و خوشحال کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آن کس که ترا بیند و خندان نشود
وز حیرت تو گشاده دندان نشود
چندانکه بود هزار چندان نشود
جز کاهگل و کلوخ زندان نشود