آن کس که بر آتش جهانم بنهاد
صد گونه زبانه بر زبانم بنهاد
این ابیات به احساس عمیق و دردناکی اشاره دارد که شخص در نتیجه مشکلات و رنجهای زندگی تجربه میکند. او به آتش و زبانههایی که بر زبانش است اشاره میکند و به نوعی میگوید که احساساتش او را فراگرفته و آنقدر عذابآور است که دستش را بر دهانش میگذارد تا نتواند فریاد بزند. در کل، این شعر به توصیف غم و ناامیدی میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آن کس که بر آتش جهانم بنهاد
صد گونه زبانه بر زبانم بنهاد
چون شش جهتم شعلهٔ آتش بگرفت
آه کردم و دست بر دهانم بنهاد