آن روز که عشق با دلم بستیزد
جان پای برهنه از میان بگریزد
در این شعر، شاعر درباره عشق و احساسات عمیقش صحبت میکند. او بیان میکند که وقتی عشق با دلش درگیر میشود، جانش از او فرار میکند. همچنین اشاره میکند که کسی که او را دیوانه میداند، در واقع عاقل است، و کسی که از او دوری میکند، در حقیقت مردی عاقل است. این تعابیر نشاندهنده تناقضات و پیچیدگیهای عشق و عقل است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آن روز که عشق با دلم بستیزد
جان پای برهنه از میان بگریزد
دیوانه کسی که عاقلم پندارد
عاقل مردی که او ز من پرهیزد