آن روز که جان خرقهٔ قالب پوشید
دریای عنایت از کرم میجوشید
در آن روزی که جان از جسم بیرون رفت، دریای رحمت و عطای خدا به جوش درآمد. دل که از عشق نوشیدنی بر لب تو مست شده بود، به شوق و شعف بر سر و صدا درآمد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آن روز که جان خرقهٔ قالب پوشید
دریای عنایت از کرم میجوشید
سرنای دل از بسکه می لب نوشید
هم بر لب تو مست شد و بخروشید