یک چَشمِ من از روز جدائی بگریست
چَشمِ دگرم گفت: «چرا؟ گریه ز چیست؟!»
این شعر درباره احساس جدایی و وصال عاشقانه است. شاعر میگوید یکی از چشمانش به خاطر جدایی میگرید و چشم دیگرش از او میپرسد که چرا گریه میکند. زمانی که روز وصال (دیدار دوباره) میرسد، شاعر به یاد میآورد که نباید به آن لحظه نگاه کند و از احساساتش به طرز خاصی صحبت میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
یک چَشمِ من از روز جدائی بگریست
چَشمِ دگرم گفت: «چرا؟ گریه ز چیست؟!»
چون روز وصال شد فَرازش کردم
گفتم: «نَگریستی، نباید نِگریست!»