یاری که به نزد او گل و خار یکیست
در مذهب او مصحف و زنار یکیست
در این ابیات شاعر به دیدگاه خاصی درباره عشق و عشقورزی اشاره میکند. او میگوید که در عشق واقعی، تمایز بین چیزهای مختلف از بین میرود و همه چیز برابر و یکسان میشود. هر دو چیز خوب و بد (گل و خار) برای او یکسانند و در مذهب او (عشق) نیز همه چیز (مصحف و زنار) به یک معنی است. بنابراین، او میپرسد که چرا باید به خاطر یار غم بخورد، چرا که در نظر او همه چیز قابل قبول و یکی است. به عبارتی، در عشق واقعی، فاصلهها و تفاوتها نادیده گرفته میشوند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
یاری که به نزد او گل و خار یکیست
در مذهب او مصحف و زنار یکیست
ما را غم آن یار چرا باید خورد
کو را خر لنگ و اسب رهوار یکیست