نی با تو دمی نشستنم سامانست
نی بی تو دمی زیستنم امکانست
شاعر در این ابیات از عشق و وابستگی به معشوق سخن میگوید. او میگوید که لحظهای که با معشوق باشد، زندگیاش سامان میگیرد، اما بدون او امکان زندگی کردن ندارد. همچنین، فکر کردن به این وضعیت او را سردرگم کرده و آن را یک درد بیدرمان میداند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نی با تو دمی نشستنم سامانست
نی بی تو دمی زیستنم امکانست
اندیشه در این واقعه سرگردانست
این واقعه نیست درد بی درمانست