میگریم زار و یار گوید زرقست
چون زرق بود که دیده در خون غرقست
در این شعر، شاعر از عشق و غم خود سخن میگوید. او بیان میکند که گریهاش واقعی و عمیق است، اما معشوقش آن را نادیده میگیرد و فکر میکند که دیگران نیز مانند او احساس نمیکنند. شاعر تأکید میکند که هر دلی با دل دیگر فرق دارد و تنها او از درد عاشقانهاش آگاه است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
میگریم زار و یار گوید زرقست
چون زرق بود که دیده در خون غرقست
تو پنداری که هر دلی چون دل تست
نی نی صنما میان دلها فرقست