مستی ز ره آمد و بما در پیوست
ساغر میگشت در میان دست بدست
در این شعر، مستی به جمع ما ملحق میشود و ساغر می (جام شراب) در دستان ما جا به جا میشود. اما ناگهان این جام از دست میافتد و میشکند. شاعر به طور استعاری از آسیب و غفلت در میگوید که در میان مستی و شوق، اتفاقی ناگوار رخ میدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مستی ز ره آمد و بما در پیوست
ساغر میگشت در میان دست بدست
از دست فتاد ناگهان و بشکست
جامی چه زید میانهٔ چندین مست