مستم ز خمار عبهر جادویت
دفعم چه دهی چو آمدم در کویت
شاعر در این بیت از عشق و شوقی عمیق صحبت میکند. او intoxicated (مست) از جادوی معشوقهاش (عبهر) است و وقتی به کوی او میرسد، احساسی عمیق و شیدایی دارد. او به این نکته اشاره میکند که چقدر از بوسیدن لبهای معشوق سیر نمیشود و در واقع دوست دارد که به طور کامل در آغوش او بیفتد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مستم ز خمار عبهر جادویت
دفعم چه دهی چو آمدم در کویت
من سیر نمیشوم ز لب تر کردن
آن به که مرا درافکنی درجویت