غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۲

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

دو چشم آهوانش شیرگیرست

کز او بر من روان باران تیرست

۲

کمان ابروان و تیر مژگان

گواهانند کو بر جان امیرست

۳

چو زلف درهمش درهم از آنم

که بوی او به از مشک و عبیرست

۴

در آن زلفین از آن می‌پیچد این جان

که دل زنجیر زلفش را اسیرست

۵

مگو آن سرو ما را تو نظیری

که ماه ما به خوبی بی‌نظیرست

۶

بیندازم من این سر را به پیشش

اگر چه سر به پیش او حقیرست

۷

خیال روی شه را سجده می‌کن

خیال شه حقیقت را وزیرست

بازگشت به سروده‌های مولانا