گفتی گشتم ملول و سودام گرفت
تا شد دل از این کار و از این جام گرفت
در این ابیات، شاعر از احساس ناامیدی و رنجوری خود سخن میگوید. او میگوید که از کارها و مشغولیاتش خسته و دلسرد شده است. او نگران است که دوباره با مشکلات و چالشهای گذشتهاش روبهرو شود و احساس تنهایی و آسیبپذیری میکند. به طور کلی، ابیات نشاندهندهی دغدغه ذهنی و ترس از بازگشت به وضعیتهای سخت و آزاردهنده هستند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گفتی گشتم ملول و سودام گرفت
تا شد دل از این کار و از این جام گرفت
ترسم بروی جامه دران بازآئی
کان گرگ درنده باز تنهام گرفت