گفتند که دل دگر هوائی میپخت
از ما بشد و هوای جائی میپخت
شاعر در این ابیات بیان میکند که دل او دگرگونه شده و از آنچه داشت جدا شده است. او متوجه میشود که دلش در جایی دیگر مشغول است و وقتی دوباره به عذر او برمیگردد، متوجه میشود که در آنجا برای او هیچ خجالتی وجود ندارد. در واقع، این شعر به احساس جدایی و تغییر و دلتنگی اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گفتند که دل دگر هوائی میپخت
از ما بشد و هوای جائی میپخت
تا باز آمد به عذر دیدم ز دمش
کانجا ز برای من ابائی میپخت