گفتم عشقت مرا بت و خویش منست
غم نیست غم از دل بداندیش منست
در این شعر، شاعر از عشق خود به محبوب سخن میگوید و بیان میکند که این عشق برای او همچون بت و همنفس است و بنابراین، غم و غصهای ندارد. محبوب نیز به او میگوید که از تیر و کمند خود مینازد و او را به بیاحتیاطی دعوت میکند، اما شاعر به او هشدار میدهد که باید مراقب باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گفتم عشقت مرا بت و خویش منست
غم نیست غم از دل بداندیش منست
گفتا بکمان و تیر خود مینازی
گستاخ مَیَنداز گرو پیش منست