گفتم چشمم که هست خاک کویت
پرآب مدار بیرخ نیکویت
در این شعر، شاعر به معشوقهاش میگوید که چشمانش همواره در جستجوی اوست و نمیخواهد دور از زیباییاش بماند. معشوق نیز پاسخ میدهد که هیچکس نمیتواند در زمان سزاوار او، آبرویی داشته باشد. به عبارتی، زیبایی و محبوبیت معشوق برای همه چیز مهمتر است و کسی نمیتواند به همان اندازه از آن بهرهمند شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گفتم چشمم که هست خاک کویت
پرآب مدار بیرخ نیکویت
گفتا که نه بس بود که در دولت من
از من همه عمر باشد آب رویت