عقل آمد و پندِ عاشقان پیش گرفت
در ره بنشست و رهزنی کیش گرفت
عقل به عاشقان نصیحت کرد و در مسیر نشسته و مراقب آنها بود. اما وقتی دید که در دل آنان جایی برای پند و نصیحت نیست، به احترام آنان پایشان را بوسید و راه خود را ادامه داد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
عقل آمد و پندِ عاشقان پیش گرفت
در ره بنشست و رهزنی کیش گرفت
چون در سرشان جایگهِ پند ندید
پای همه بوسید و رَهِ خویش گرفت