عشق تو در اطراف گیائی میتاخت
مسکین دل من دید نشانش نشناخت
شاعر در این ابیات به احساس عشق و وابستگی خود اشاره میکند. او بیان میکند که عشق معشوق، مانند گیاهای سرسبز و زیبا در اطراف او است و دل او به شوق آن عشق، دچار حالتهای مختلفی میشود. در روزی که از قید زندگی مادی رها شود، او آرزو دارد که عشقهای زیادی را در دنیای عدم تجربه کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
عشق تو در اطراف گیائی میتاخت
مسکین دل من دید نشانش نشناخت
روزیکه دلم ز بند هستی برهد
در کتم عدم چه عشقها خواهم باخت