چو آن کان کرم ما را شکارست
به هر دم هدیه ما را ده هزارست
این شعر درباره زیبایی و فضل عشق است. شاعر بیان میکند که وجود محبوب مانند شکار کرم برای اوست و در هر لحظه هدیههای زیادی از سوی او دریافت میکند. او معتقد است که عشق، نردبانی از طلا و نقره به سوی محبوب میسازد. همچنین شاعر به گنجینهای اشاره میکند که در عالم پنهان وجود دارد و برای او ارزشمندتر از ماهیتهای مادی است. در نهایت، اشارهای به قدرت و مقام محبوب دارد که هیچ ارزش مادی نمیتواند با آن مقایسه شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چو آن کان کرم ما را شکارست
به هر دم هدیه ما را ده هزارست
که ما را نردبان زرین و سیمین
نهد چون قصد ما بر بام یارست
بلادریست در عالم نهانی
که بر ما گنج و بر بیگانه مارست
به پیش ما خزینه سیم مشمر
که ما را زر و سیم بیشمارست
ز پروانه اگر این افترا بود
دو صد چندین ز دست شهریارست