رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۴۱

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

زان روی که دل بستهٔ آن زنجیر است

در دامن تو دست زدن تقدیر است

۲

چون دست به دامنش زدم گفت بهل

گفتم که خموش روز گیراگیر است

بازگشت به سروده‌های مولانا