دل یاد تو کرد چون طرب میانگیخت
والله که نخورد آن قدح را و بریخت
در این شعر شاعر از احساسات عمیق خود به یاد محبوب سخن میگوید. دل او به یاد عشق و طرب زنده میشود، اما در عین حال، نشانهای از غم و فقدان وجود دارد، به طوری که دل او خود را بدون عشق میبیند و این وضعیت را عذابآور میداند. او به سزای فرار از عشق اشاره میکند و برای او این احساس خفگی و ناراحتی را به همراه دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل یاد تو کرد چون طرب میانگیخت
والله که نخورد آن قدح را و بریخت
دل قالب مرده دید خود را بیتو
اینست سزای آنکه از جان بگریخت