ز میخانه دگربار این چه بویست
دگربار این چه شور و گفت و گویست
این شعر به فضای پرشور و شوق میخانه و عشق اشاره دارد. شاعر با بوی خوش و شور و مکالمات در میخانه مواجه است و دنیای پیرامونش را پر از هیجانات روحی و احساسی توصیف میکند. او از عشق میخواهد تا او را به سمت خرابات هدایت کند و به دنبال جستوجوی حقیقت و معنای عمیقتر در زندگی است. شاعر به نوعی در تلاش است تا درک کند که چه چیزی در این فضا وجود دارد که نمیتواند به وضوح بیان کند و احساس میکند که در عین حال در جهان متفکران و اندیشمندان گم شده است. او به رسوایی و دردی در دل اشاره میکند که به آن دچار شده و در نهایت بر این نکته تأکید دارد که دل او همچون دریا عمیق و پر راز است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ز میخانه دگربار این چه بویست
دگربار این چه شور و گفت و گویست
جهان بگرفت ارواح مجرد
زمین و آسمان پرهای و هویست
بیا ای عشق این می از چه خمست
اشارت کن خرابات از چه سویست
چه میگویم اشارت چیست کاین جا
نگنجد فکرتی کان همچو مویست
نیاید در نظر آن سر یک تو
که در فکر آنچ آید چارتویست
چو ز اندیشه به گفت آید چه گویم
که خانه کنده و رسوای کویست
ز رسوایی به بحر دل رود باز
که دل بحرست و گفتنها چو جویست
خزینه دار گوهر بحر بدخوست
که آب جو و چه تن جامه شویست